سطوح پیشگیری از اعتیاد
سطوح پیشگیری از اعتیاد
2017-11-24
نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد
نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد
2018-01-06
نمایش همه

برنامه‌ریزی پیشگیری از اعتیاد

برنامه ریزی پیشگیری از اعتیاد

برنامه ریزی پیشگیری از اعتیاد

برنامه‌ریزی پیشگیری از اعتیاد

پیشگیری از اعتیاد مستلزم در نظر گرفتن اهداف مختلف، برنامه‌ریزی دقیق و جزئی برای رسیدن به اهداف، اجرای برنامه‌ها و ارزیابی آن‌هاست. در راستای برنامه‌ریزی پیشگیری از اعتیاد مراحل زیر مورد توجه قرار دارد:

سنجش نیازها

همان‌طور که نیازهای افراد با یکدیگر تفاوت دارد، نیازهای یک جامعه نیز با جامعه‌ای دیگر متفاوت است. نخستین گام در برنامه‌ریزی پیشگیری از اعتیاد، بررسی نیازهای هر منطقه است. این نیازها مستلزم آگاهی از موادی است که در منطقه مورد سوء مصرف قرار می‌گیرد، مشخصات افراد مصرف کننده و در معرض خطر، موقعیت‌ها و شرایطی که در آن سوء مصرف رخ می‌دهد و آگاهی از امکانات و خدمات حمایتی و برنامه‌های دیگر که در این رابطه در منطقه وجود دارد.

نیازها را می‌توان با روش های زیر ارزیابی کرد:

ارتباط کلامی با مردم در اجتماعات مختلف مانند مسجد و بازار.

مطالعه روی افراد مصرف‌کننده‌ای که در حال استفاده از خدمات درمان اعتیاد هستند.

شاخص‌های جامعه (استفاده از آمارهای مربوط به جرایم، بیکاری و بیماری‌ها).

مطالعه از طریق کسانی که خدماتی به مصرف‌کنندگان ارائه می‌دهند.

ارتباط با مسئولان منطقه (مسئولان مدارس، نیروهای انتظامی، شوراهای شهر و روستا).

مطالعات پژوهشی که از نظر علمی از پایایی (reliability) و اعتبار (validity) بیشتری برخوردار است، ولی هزینه و مهارت بیشتری می‌خواهد.

تعیین اهداف کلی پیشگیری از اعتیاد

در مرحله دوم براساس نتایج حاصل از ارزیابی نیازها و سطوح پیشگیری از اعتیاد ، اهداف برنامه‌ریزی پیشگیری از اعتیاد مشخص می‌شود. مثلاً اگر مشخص شود که دانش آموزان دبیرستانی یک منطقه در معرض خطر اعتیاد قرار دارند، در اهداف پیشگیری، ارتباط با پدر و مادر، مسئولان مدارس و همسالان مناسب باید مورد توجه قرار گیرد. اهداف می‌بایست دقیقاً برای مشکلاتی که حین بررسی نیازها یافت شده‌اند، بیانگر راه‌حل‌های مشخصی می‌باشد. در تعیین اهداف پیشگیری می‌توان از افراد صاحب نظر و علاقه‌مند استفاده کرد. همچنین افرادی که در سنجش نیازها نقش داشته‌اند، برای تعیین اهداف پیشگیری بسیار مناسب هستند. هر چه تعداد افرادی که در مراحل ابتدایی مداخله می‌کنند، بیشتر باشد برنامه از حمایت بیشتری برخوردار خواهد شد.

تعیین اهداف عینی

بعد از مشخص کردن اهداف کلی، لازم است هر یک از اهداف به صورت دقیق، جزئی و عینی تعریف شود تا اجرای آن راحت‌تر باشد. به عبارت دیگر هدف عینی، انجام یک فعالیت در یک زمان محدود می‌باشد. بهتر است اهداف عینی بر اساس شش ماه اول و دوم تعیین شود. از مجموع اهداف عینی، اهداف نهایی حاصل می‌شود. برای تعیین اهداف عینی، می‌بایست پرسش‌های قابل اندازی‌گیری، برای آینده نزدیک، در زمان مشخص طرح کرد. مثلاً اگر هدف از یک برنامه‌ریزی پیشگیری از اعتیاد، افزایش اطلاعات نوجوانان یک شهر در مورد زیان‌های حشیش باشد، باید از تعداد نوجوانان آن شهر آگاهی داشته باشیم و مشخص کنیم که در هر دوره زمانی چه تعداد را می‌خواهیم تحت پوشش قرار دهیم، بنابراین، مشخص کردن اهداف عینی، دقیقاً نوع و میزان کار و فعالیت‌های لازم را برای رسیدن به هدف، مشخص می‌کند.

شناسایی منابع مورد نیاز

پرسشی که در هنگام تعیین اهداف عینی باید به آن پاسخ داده شود این است که آیا منابع کافی برای رسیدن به هر هدف عینی در برنامه پیشگیری موجود است؟ در صورتی که پاسخ مثبت باشد در مرحله چهارم برای هر هدف عینی باید تعداد متخصصان و افراد داوطلب، میزان فعالیت‌هایی که باید انجام شود، حمایت‌های اجتماعی، مواد و منابع مالی لازم تعیین شود. مثلاً مشخص می‌شود که برای آگاهی والدین از عوارض مصرف حشیش در نوجوانان یک منطقه چه تعداد روانشناس مورد نیاز است‌؟ آیا آموزش‌ها، باید انفرادی یا گروهی باشد؟ چند جلسه آموزشی مورد نیاز است؟ و اینکه هر کدام از این مداخلات چه مقدار هزینه دارد؟

شناسایی منابع مالی موجود

بعد از مشخص کردن میزان هزینه‌های لازم برای اجرای یک برنامه‌ریزی پیشگیری از اعتیاد، باید مشخص شود که منابع مالی سازمان مجری برای اجرای این برنامه تا چه اندازه است؟ آیا در این طرح می توان از منابع مالی مردم، افراد یا مؤسسات خیریه و یا سایر سازمان‌ها کمک گرفت؟ به نظر می‌رسد که اگر مردم یا مؤسسات خیریه بدانند که پولشان برای پیشگیری از اعتیاد خرج خواهد شد احتمالاً بهتر حمایت کنند. بنابراین، لازم است اهداف برنامه برای آن‌ها به خوبی توضیح داده شود. این باور کلی وجود دارد که هیچ سازمان یا نهادی به تنهایی نمی‌تواند از اعتیاد در جامعه پیشگیری کنند و حل این معضل حمایت اقشار مختلف جامعه را نیز نیاز دارد.

مشخص کردن وظایف مدیریت و راهبردی

یکی از عوامل مؤثر در برنامه‌ریزی پیشگیری از اعتیاد مدیریت یا هماهنگی با سازمان‌های مختلف و یا به عبارتی فعالیت‌های بین بخشی است. حل معضل اعتیاد نیازمند نظام اداری کارآمد، تدوین قوانین و دستور عمل‌های منطبق بر واقعیت‌ها و نیازهای اجتماعی و تدوین برنامه پیشگیرانه توأم با مدیریت خلاق می‌باشد. مدیر خلاق می‌تواند فعالیت‌های اعضاء را مشخص کند، از نقطه نظرات افراد استفاده کند، نظرات مختلف را هماهنگ کند و نهایتاً خود بتواند نظرات مشخصی را ارائه دهد و آن ها را به مرحله اجرا بگذارند.

اقدام

در این مرحله برنامه های تدوین شده عملاً اجرا می‌شود. برنامه‌ها باید به گونه‌ای باشند که در صورت وقوع حوادث غیرمترقبه، تلاش‌های پیشگیری را با شکست مواجه نسازد. ممکن است برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد با مشکلات قانونی، مالی یا اجرایی روبه‌رو شود که برای هر کدام از این مشکلات می‌بایست پیش بینی‌های لازم انجام شود و مشخص شود که در صورت بروز بحران، چگونه و از چه اشخاصی، نهادی و منابعی می‌توان کمک گرفت.

ارزیابی

در برنامه‌های پیشگیری، چگونگی ارزیابی از همان ابتدا مشخص می‌شود. در صورتی که روند ارزیابی قبلاً طرح‌ریزی نشده باشد، هنگام نیاز به اطلاعات لازم نمی‌توان به آن‌ها دسترسی یافت. ارزیابی با هدف آگاهی از روند صحیح برنامه‌های پیشگیری و سطوح پیشگیری از اعتیاد انجام می‌شود و مشخص می‌شود که آیا اهداف کلی یا هدف‌های عینی برآورده شده‌اند یا خیر؟ آیا شواهدی است که نشان دهد میزان بروز اعتیاد در جوانان منطقه مورد بررسی کاهش یافته است؟ آیا مردم این منطقه نسبت به خطر اعتیاد آگاه‌تر شده‌اند؟ آیا می‌توان هر کدام از این تغییرات را ناشی از تأثیر این برنامه دانست؟ آیا منابع به صورت مؤثر به کار گرفته شده‌اند؟ علت موفقیت یا شکست برنامه پیشگیری چیست؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسشها و ارزیابی دقیق میتوان از افرادی که مورد مداخله قرار گرفتهاند نظر سنجی کرد یا با کسانی مصاحبه کرد که می‌توانند تغییرات حاصل از اجرای برنامه پیشگیری را حدس بزنند مانند روانشناسان یا مدیران مدارس و یا به روش‌های دیگری روند ارزیابی را انجام داد.

 


بدیهی است وقتی نیازهای اساسی انسان از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن و امنیت تأمین شده باشد، در آن صورت سخن گفتن از پیشگیری، بهداشت، حفاظت و ارتقای سلامتی معنای بیشتری خواهد داشت.

 

بازبینی برنامه

هدف اساسی ارزیابی، بهتر کردن فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی پیشگیری از اعتیاد است. تنها از طریق بازخورد مستمر از سوی شرکت کنندگان در برنامه، می‌توان کار پیشگیری را به طور رضایت بخش تعدیل و تصحیح نمود. این کار به مدیران و برنامه‌ریزان کمک می‌کند تا بتوانند اهداف را مجدداً تعریف کنند و کارآمدی فعالیت‌های پیشگیری را افزایش دهند.

به طور کلی، برای موفقیت در تلاش‌هایی که برای پیشگیری از اعتیاد انجام می‌شود رعایت چند نکته ضروری است :

بهبود وضعیت اقتصادی و توزیع عادلانه ثروت از ارکان مهم توسعه و تکامل فعالیت‌های پیشگیری است. در جوامع در معرض خطر، قبل از ارائه پیام‌های پیشگیری باید به نیازهای اولیه افراد توجه نمود. بدیهی است وقتی نیازهای اساسی انسان از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن و امنیت تأمین شده باشد، در آن صورت سخن گفتن از پیشگیری، بهداشت، حفاظت و ارتقای سلامتی معنای بیشتری خواهد داشت.

برنامه‌ها باید به گونه‌ای طراحی شوند که جمعیت هدف را تحت پوشش قرار دهند. به ویژه افراد در معرض خطر باید بتوانند به سهولت به برنامه‌ها و خدمات پیش بینی شده دسترسی یابند و ساختار برنامه‌ها، مطابق با نیاز افراد و به طریقی انعطاف پذیر طرح‌ریزی شوند.

در یک برنامه پیشگیری باید از روش‌های مختلف سود جست. مشکلات مختلفی که جوانان در معرض خطر با آن روبه‌رو هستند، با هم ارتباط دارند و احتمال موفقیت یک روش واحد زیاد نیست. در برنامه ریزی، به تفاوت‌های گروه‌های هدف باید توجه شود. معمولاً با یک فعالیت نمی‌توان تمام گروه‌ها را مورد هدف قرار داد و برای هر گروه مداخلات خاصی لازم است.

تا حد ممکن می‌بایست مردم منطقه مورد نظر، در تمام مراحل برنامه ریزی و اجرا، مداخله داده شوند، به گونه‌ای که نسبت به برنامه احساس مالکیت داشته باشند. معمولاً برنامه‌ای که حمایت اجتماع خود حتی در یک محله کوچک را به همراه ندارد خیلی زود به بن بست خواهد رسید.

انجام فعالیت‌های پیشگیری در وسعت محدود موجب می‌شود تا میزان موفقیت در دستیابی به هدف افزایش یابد. این موفقیت‌های کوچک توجه جامعه را به خود جلب کرده، علاوه بر رفع موانع، باعث حمایت‌های مادی و معنوی بیشتر می‌شود. وقتی برنامه‌ریزی پیشگیری از اعتیاد در یک منطقه همراه با موفقیت باشد می‌توان آن را در مناطق مشابه اجرا کرد.

به موازات اجرای برنامه‌های پیشگیری، باید فرهنگ مناسب با آن نیز شکل بگیرد. ابعاد مختلف این فرهنگ عبارت است از :

پذیرش آینده نگری ،

کوشش برای بهبود دنیا ،

برنامه ریزی ،

اقتصادی اندیشیدن و اعتقاد به هزینه و مصرف کمتر

شاید مناسب‌ترین نام برای چنین فرهنگی، فرهنگ توسعه باشد که یکی از ارکان مهم در موفقیت و تکامل اقدامات پیشگیرانه است.

رویکردهای پیشگیری از مواد اعتیادآور

مرور پژوهش‌های انجام شده در زمینه روش‌های پیشگیری از سوء مصرف مواد نشان می‌دهد که در این مورد سه رویکرد عمده وجود دارد که عبارتند از :

1- رویکرد مستقیم که روی مواد مترکز است.

2- رویکرد جانشینی که بر محیط تأکید می‌کند.

3- رویکرد غیر مستقیم که بر فرد و آگاهی مربیان و والدین و سایر افراد تأکید می‌کند.

در رویکرد مستقیم، مفاهیم گوناگون مربوط به ماهیت و اثرات مواد در کلاس‌ها یا طی فعالیت‌های خارج از مدرسه آموزش داده می‌شود. رویکرد جانشینی بر این فرض قرار دارد که سوء مصرف مواد نشانه‌ای از ناسازگاری با محیط و جامعه و به منزله رفتارهای خشن، پرخاشگرانه و ضدیت با مقررات و قوانین جامعه است. هدف این رویکرد تسهیل پیوستن به جامعه از طریق افزایش شرکت در مسئولیت‌ها با استفاده از فعالیت‌های فکری، اجتماعی، فرهنگی و تفریحی قابل جایگزین با مواد می‌باشد. در رویکرد غیر مستقیم به فرد در معرض خطر اعتیاد کمک می شود تا بتواند عوامل خطرساز را کاهش دهد یا حذف کند و نسبت به افزایش عوامل محافظت کننده اقدام کند. این رویکرد معمولاً خانواده، مدرسه، نوجوانان، نهادهای مذهبی و کارکنان بهداشتی را هدف قرار می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین رویکردهای پیشگیری از مصرف مواد رویکرد اطلاع رسانی با افزایش اطلاعات است. بر اساس این رویکرد، اگر اطلاعات لازم در زمینه مواد و زیان‌های آن در اختیار فرد قرار گیرد از مصرف مواد خودداری می‌شود. این کار از طریق متون نوشتاری، پوسترها، فیلم‌ها و رسانه‌های جمعی انجام می‌شود. طرفداران رویکرد اطلاع‌رسانی معتقدند که دادن اطلاعات واقعی در مورد خطرات مصرف مواد موجب تغییر نگرش افراد نسبت به مصرف می‌شود و این تغییر در نگرش در نهایت منجر به تغییر رفتار می‌شود.

عدم رضایت از رویکرد اطلاع رسانی با توجه به تأکید بیش از اندازه و اغراق آمیز از سوء مصرف مواد منجر به شکل‌گیری رویکرد مبتنی بر کمبودهای فردی یا رویکرد آموزش عاطفی می‌شود. درحالی که رویکرد اطلاع رسانی یا افزایش اطلاعات بر آموزش واقعیت‌ها و پیامدهای منفی مصرف مواد تأکید می‌کند. رویکرد مبتنی بر کمبودهای فردی بر نیازهای روان‌شناختی افراد متمرکز است. آموزش ویژگی‌هایی مانند عزت نفس بالا، خودآگاهی، تصمیمی‌گیری مسئولانه و بهبود روابط بین فردی از ویژگی‌های این رویکرد است. اگرچه برخی برنامه‌های آموزشی مبتنی بر رویکرد آموزش عاطفی در زمینه مهارت‌های شخصی و اجتماعی پیشرفت‌هایی داشته‌اند، اما مشخص نیست تا چه اندازه بر کاهش مصرف مواد مؤثر واقع شده‌اند.

در رویکردی دیگر که مبتنی بر همسالان است، بر استفاده از تعامل با همسالان و فرایند اجتماعی شدن در راستای ترویج رفتارهای سالم و کاهش مصرف مواد تأکید می‌شود. بر اساس رویکرد مبتنی بر همسالان افرادی با ویژگی‌های خاص مثلاً ورزشکاران، انتخاب می‌شوند و مورد آموزش قرار می‌گیرند. هدف این است که چنین افرادی روی سایر همسالان به ویژه اعضای گروه‌هایی که خود عضو آن هستند، برنامه‌های پیشگیرانه و حمایتی را به کار گیرند. از جمله این برنامه‌ها می‌توان به گردهمایی‌های سالم اجتماعی، تقویت نگرش‌ها و رفتارهای سالم و نیز شناسایی و ارجاع سریع همسالان مبتلا به مشکل اعتیاد اشاره کرد. بالا بردن سطح دانش همسالان نسبت به خطرات مصرف مواد، تغییر نگرش‌ها نسبت به مواد، کاهش مصرف مواد و ارتقای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی از اهداف این رویکرد است.

یکی‌دیگر از رویکردهای مهم پیشگیری، رویکرد تأثیر اجتماعی است. بر اساس این رویکرد، مصرف مواد در دوره نوجوانی ناشی از نفوذ اجتماعی همسالان و رسانه‌های ارتباطی است. رویکرد تأثیر اجتماعی بر کسب مهارت‌های اجتماعی و تسلط بر آن‌ها برای مقابله با فشارهای اجتماعی تأکید می‌کند. بر اساس این رویکرد دوستان، همسالان، خانواده، رسانه و جامعه از عوامل اصلی فشارهای اجتماعی هستند. بنابراین، برنامه‌های آموزشی و پیشگیرانه باید منابع فشار را شناسایی کنند و مهارت‌های زندگی و مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی را آموزش دهند.

رویکرد دیگری به نام رویکرد تقویت توانمندسازی وجود دارد که در این رویکرد آموزش مهارت‌های مقاومت در برابر فشار اجتماعی با مهارت‌های تقویت توانمندی ترکیب می‌شود. اگر چه رویکرد تأثیر اجتماعی توانست به موفقیت‌های زیادی در پیشگیری از سوء مصرف مواد دست یابد، اما به این دلیل که به نقش عوامل درونی در سبب‌شناسی سوء مصرف مواد توجه کافی نکرده ، مورد انتقاد قرار گرفته است. گاهی ممکن است مصرف مواد در نوجوانان به دلیل فشار همسالان نباشد، بلکه به عنوان عاملی برای کنار آمدن با عزت نفس پایین یا فقدان احساس راحتی در موقعیت‌های اجتماعی باشد. بر اساس رویکرد تقویت توانمندسازی سوء مصرف مواد نتیجه تعامل عوامل فردی و اجتماعی است. این رویکرد بیان می‌کند که نوجوان دارای مهارت‌های فردی و اجتماعی ضعیف نه تنها در برابر عوامل مشوق مصرف مواد، آسیب‌پذیر است، بلکه از مصرف مواد به عنوان جایگزینی جهت روش‌های مقابله‌ای سازگارانه استفاده می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *