نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد
نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد
دی ۱۶, ۱۳۹۶
ایدز چیست
بیماری ایدز و ارتباط آن با مواد مخدر – بخش اول
اسفند ۶, ۱۳۹۶
نمایش همه

روانکاوی اعتیاد و درمان شناختی رفتاری

روانکاوی اعتیاد

روانکاوی اعتیاد

در کنار روش‌های درمان اعتیاد از جمله سم‌زدایی اعتیاد و درمان‌ دارویی اعتیاد، روانکاوی اعتیاد و درمان‌های روانشناختی نیز کمک بزرگی به درمان، پیشگیری از عود و بازگشت و توان بخشی معتادان می‌کنند. اجرای روان درمانی می‌تواند اثرات دارو درمانی را تقویت کند. مداخلات روانشناختی بخشی اجتناب ناپذیر از درمان وابستگی به مواد است. هدف از روان درمانی معتادان، استفاده از اصول، مفاهیم و یافته‌های روانشناسی در درمان وابستگان به مواد است. روان درمانی می‌تواند منجر به افزایش انگیزه، حمایت اجتماعی، یادگیری مهارت‌های ارتباطی و چگونگی مقابله با مشکلات ناشی از مصرف مواد شود. عامل مهم بازگشت به اعتیاد، بیشتر عامل روانی است تا جسمانی، یعنی معتاد از نظر روانی به مصرف مجدد احساس نیاز می‌کند، بنابراین در روان درمانی، پیشگیری از عود یا بازگشت پدیده بسیار مهمی تلقی می‌شود. نخستین تبیین‌های مربوط به اعتیاد و روش درمان آن از سوی روانکاوان مطرح شد. به دنبال آن به تدریج دیدگاه‌های شناختی – رفتاری و رویکردهای منشعب از آن نیز به مسأله اعتیاد پرداختند‌.

روانکاوی اعتیاد و روان درمانی اعتیاد از جمله خدمات درمان اعتیاد در کلینیک ترک اعتیاد آکسون است که این مجموعه را از سایر مراکز درمانی اعتیاد مجزا می‌کند. این مرکز چند تخصصی درمان اعتیاد، در موضوع روانکاوی اعتیاد، توجه ویژه‌ای به بیماران خود داشته و تلاش نموده تا با روش‌های نوین پزشکی به درمان بیماران اعتیاد کمک کند.

 

روانکاوی اعتیاد

از نظر روان درمانگران پیرو دیدگاه روانکاوی اعتیاد، ریشه اعتیاد در تعارضات روانی است. اعتیاد نشانه‌ای از آشفتگی بنیادی، عملکرد ناقص من، نقصان در کارکرد عاطفی و روابط شیئی و در کل ناشی از مشکلات روانشناختی است و علامتی از مشکلات هیجانی اساسی می‌باشد. روانکاوان حل تعارضات روانی را در درمان مشکلات وابستگان به مواد مهم می‌دانند و معتقدند که با رفع این تعارضات اعتیاد به عنوان یک علامت، برطرف خواهد شد. بر اساس رویکردهای جدیدتر روانکاوی، اعتیاد ناشی از نقص در کارکردهای دفاعی و انطباقی و روابط شیئی آشفته است و در این رویکردها درمانگر نقش یک معلم یا راهنما را دارد که بر آموزش وابستگان به مواد برای قطع وابستگی تأکید می‌کند.

بر اساس نظر ادوارد خانتزیان روانپزشک، سوء مصرف مواد ناشی از تلاش فرد برای تقویت احساس ضعف خود و جبران عملکرد ناقص من است. بر این اساس هدف درمان، کمک به بیمار جهت افزایش عملکرد من و رسیدن به بینش می‌باشد. خانتزیان پیشگیری از بازگشت و خودیاری را نیز از عناصر مهم درمان می‌داند. او برای درمان وابستگان به مواد گروه درمانی به شیوه روان پویایی را ابداع کرده است.

یکی از وظایف اساسی روانکاو، گرفتن تاریخچه کامل مراحل رشد و چگونگی مصرف مواد می‌باشد. شخص معتاد طی بیان داستان زندگی خود، به آرامی به پیامدها و نتایج آسیب‌زای مصرف مواد، بینش پیدا می‌کند. وقتی شخص به حالت تعادل یا تثبیت رسید درمانگر به او کمک می‌کند تا به خود تنظیمی درونی دست یابد، کارکردهای ایگو را منسجم و خطاهای اساسی خود را تصحیح کند. به طور کلی، دیدگاه روانکاوی، اعتیاد را به عنوان تلاش‌های سازگارانه برای کاهش رنج‌های هیجانی و ترمیم نقایص خود تنظیمی می‌داند و درمان نیز بر افزایش تدریجی تحمل، تنظیم عواطف دردناک، یادگیری مهارت‌های روانشناختی جدید و پذیرش واقعیت بر خلاف خطاهای ادراکی دوران کودکی استوار است.

با وجود این که دیدگاه‌های جدیدتر روانکاوی اعتیاد بیشتر از دیدگاه‌های سنتی به موضوع سوء مصرف مواد توجه کرده‌اند، اما نظریه‌های روانکاوی سوء مصرف مواد با ضعف‌هایی همراه است. این نظریه‌ها بر عوامل درون زاد تکیه می‌کنند و سایر عوامل دخیل در سوء مصرف مواد مثل عوامل اجتماعی را مورد غفلت نسبی قرار می‌دهند. همچنین این نظریه‌ها، همه اختلال‌های سوء مصرف مواد را مانند هم قلمداد می‌کنند. از نظر سنتی، سوء مصرف مواد جلوه‌ای سطحی از مشکلات عمیق است و بنابراین کانون توجه مستقیم نیست. علاوه بر این، فنون روانکاوی در مورد آن دسته از سوء مصرف کنندگان مواد که تصور می‌شود من بی‌کفایت و دفاع‌هایی با برون ریزی شدید دارند، کافی تلقی نمی‌شود. سرانجام سوء مصرف کنندگان مواد از طبقات اقتصادی – اجتماعی پایین‌تری هستند و احتمالاً برای درمان روانکاوی معرفی نمی‌شوند. نکته قوت دیدگاه روانکاوی در مورد اعتیاد آن است که فقط به سوء مصرف مواد توجه نمی‌کند بلکه کل شخصیت فرد را بررسی می‌کند. بنابراین امروزه اصول، مفاهیم و دیدگاه‌هایی که عمدتاً از روانکاوی گرفته شده در درمان اعتیاد استفاده می‌شود که نمونه‌ای از آن‌ها عبارتند از:

۱- هیپنوتیسم درمانی (Hypnotherapy)

۲- نمایش روانی (Psychodrama)

۳ – تحلیل تبادلی (Transactional Analysis – TA)

استفاده از هیپنوتیسم در درمان اعتیاد

هیپنوتیزم درمانی اعتیاد

هیپنوتیزم درمانی اعتیاد

امروزه از هیپنوتیسم درمانی که زمینه آن به روانکاوی برمی‌گردد، در درمان وابستگی به مواد استفاده می‌شود. هیپنوتیسم ممکن است به بعضی افراد در ترک سیگار کمک کند. هیپنوتیسم کننده‌ها از روش خود برای ایجاد تمرکز ذهنی شدیدی استفاده می‌کنند و به افراد سیگاری، در حالی که به حالت نیمه هوشیار رسیده‌اند، برای ترک سیگار پیشنهادهایی می‌دهند. در درمان سوء مصرف الکل و سایر مواد اعتیاد آور نیز، هیپنوتیزم درمانی رواج یافته است. در این روش، با کار بر روی تکانه‌های اساسی کاهش میل به مواد، به تقویت میل ترک، در درمان جویان کمک می‌شود. بنابراین، شخص دیگر به سراغ مصرف مواد نمی‌رود، زیرا زمینه‌های اصلی مصرف مواد از ذهن ناخودآگاه او پاک می‌شود و از بین می‌رود.

در روانکاوی اعتیاد برای درمان وابستگی به مواد از طریق هیپنوتیسم از دو روش می‌توان استفاده کرد:

 ۱- یکی از این روش‌ها، استفاده از تلقین‌هایی است که به طور مستقیم حالت بی‌میلی یا حتی نفرت از مصرف مواد را ایجاد می‌کند. اگرچه چنین روش‌هایی در برخی موارد ممکن است موفقیت‌هایی داشته باشد، اما به تنهایی مؤثر نیست، بلکه معمولاً در کنار سایر روش‌های درمانی می‌تواند تأثیر داشته باشد.

۲- در روش دیگر، از هیپنوتیسم به عنوان یک تکنیک استفاده می‌شود که به درمان شناختی – رفتاری کمک می‌کند و به همین دلیل هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری (Cognitive Behavioral Hypnotherapy) نامیده می‌شود. در این روش، پس از این که فرد معتاد وارد خلسه هپنوتیسم شد، به جای القای تلقین‌های مستقیم به او، از حالت خلسه برای یافتن موفق‌تر افکار خودآیند (Automatic Thoughts) و طرح واره‌های غیر انطباقی او استفاده می‌شود. القای تلقین‌های مستقیم شاید در معتادان خفیف مؤثر واقع شود، اما در معتادان کهنه کار و با سابقه اثر کمی دارد.

کاربرد نمایش روانی در درمان اعتیاد

تئاتر درمانی اعتیاد

تئاتر درمانی اعتیاد

استفاده از روش نمایش روانی یا پسیکودرام یا تئاتر درمانی در روانکاوی اعتیاد، از ابداعات جیکوب ال. مورنو (روانپزشک و روانشناس اجتماعی) است که در دهه ۱۹۲۰ در شهر وین شکل گرفت. سپس مورنو با رفتن به آمریکا افکار سنتی خود را درباره نمایش کنار گذاشت و از دیدگاه علمی و درمانی به آن نگریست و نمایش روانی را به عنوان یک دانش تلقی کرد که حقیقت را با یاری شیوه‌های نمایشی کشف می‌کند. امروزه بیشتر کسانی که به شیوه پسیکودرام عمل می‌کنند، به ویژه در کشورهای اروپایی، سعی می‌کنند تا بین نظریه‌های روانکاوی و پویایی‌های گروهی سازش دهند و آن ها را به کار برند. نمایش روانی با دیدگاه روانکاوی، پیوسته در حال تغییر و رشد است. در حال حاضر وسیله‌ای بسیار مناسب در دست روان درمانگران است و با توجه به پیشرفت پژوهش‌های مربوط به جامعه سنجی و روانکاوی و با آماده کردن روان درمانگرانی که استعداد و توانایی یادگیری این روش را دارند ، می‌توان این شیوه درمان را پیشرفت داد و در سطح گسترده‌ای مورد استفاده قرار داد. دکتر خدیوی زند استفاده‌های وسیع از پسیکودرام را در انواع اختلال‌های کودکان و نوجوانان و بزرگسالان مورد بررسی قرار داده و این روش را چه به صورت انفرادی و یا گروهی برای درمان وابستگان به مواد پیشنهاد داده است و در مواردی آن را مؤثر می‌داند.

در روش نمایش روانی، فرد مصرف‌کننده یاد می‌گیرد که حوادث زندگی خود و مسائل مربوط به اعتیاد را به نمایش بگدارد. در این روش به سوابق و تغییرات فرد توجه می‌شود و حالات او در ارتباط با گذشته‌اش طی جلسات مختلف، تحلیل و تفسیر می‌شود. بیان نمایشی آزاد و دلخواه حوادث زندگی منجر به آرامش روانی و تخلیه هیجانی (Catharsis) می‌شود. انواع مقاومت‌ها در جریان پسیکودرام به صورت‌های مختلف ظاهر می‌شود که ممکن است به صورت خودداری از بازی کردن و اجرای نمایش، برون فکنی احساسات و ناراحتی‌های خود در گروه و یا نسبت به گروه و به عمل درآوردن و نشان دادن ناراحتی خود نسبت به دیگران باشد. اشتباه لفظی و فراموشی‌ها در روش نمایش روانی بروز می‌کند، اما ممکن است فرد آن‌ها را انکار کند. به نمایش گذاشتن، فرصت و موقعیتی برای تداعی‌های آزاد است و امکان بازگشت تجربه‌های واپس زده را می‌دهد. در روانکاوی، فرایند انتقال (Transference) پدیده‌ای متداول است. در جریان پسیکودرام، انتقال اتفاق می‌افتد که بسیار اهمیت دارد. انتقال چه مستقیم به سوی روان درمانگر باشد و چه به سایر مراجعان جا به جا گردد در هر حال یکی از موتورهای اساسی تحریک پسیکودرام است و بدون آن هیچ حالت عاطفی تغییر نمی‌کند و تحلیل امیال درمان جویان ممکن نیست.

نقش تحلیل تبادلی در درمان اعتیاد

تحلیل تبادلی درمان اعتیاد

تحلیل تبادلی درمان اعتیاد

صاحب نظران حوزه روانکاوی اعتیاد، برخی ویژگی‌های هیجانی، محیطی و بین فردی را که منجر به مصرف مواد می‌شود، مهم می‌دانند. روانپزشکان در پژوهش با مصرف‌کنندگان بستری شده نشان داند که موقعیت‌های بین فردی به ویژه تعارضات بین فردی مانند مجادله با یک عضو خانواده، منجر به عود در این افراد می‌شود. یکی از رویکردهای روان درمانی که برای نشان دادن روابط سالم بین فردی و رشد توانایی هایی درون فردی افراد موثر است، تحلیل تبادلی (TA) می‌باشد.

تحلیل تبادلی یک نظریه مشاوره‌ای و روان درمانی است که اریک برن (Eric Berne) با استفاده از مفاهیم نظریه فروید در سال ۱۹۶۱ معرفی کرد. تحلیل تبادلی در رابطه با حل مشکلات افراد از قبیل مشکلات زناشویی و خانوادگی، بزهکاری و رفتارهای جنایی، انواع اختلال‌های روانی و الکلیسم سودمند است. برن مانند فروید شخصیت را به سه بخش تقسیم کرد. اما برخلاف تقسیم بندی فروید، سه بخش برن، همه حالت های من (ایگو) هستند. سه الگوی جداگانه رفتار یا حالت‌های من را با عنوان والد (Parent)، بزرگسال (Adult) و کودک (Child) مشخص کرده است. حالت من والد شامل نگرش‌ها، افکار، احساسات و رفتارهایی است که فرد از بین والدین یا جانشینان والدین جذب می‌کند. این حالت خود از الزام‌ها و اجبارها تشکیل می‌شود. حالت من بزرگسال، واقع بین، عمل‌گرا، تحلیل‌گر و داده پرداز است و مانند کامپیوتر اطلاعات را سازمان‌دهی می‌کند. حالت من کودک شامل احساسات و اعمال تکانشی فرد است.

حالت بزرگسال می‌تواند از طریق تمرین، رشد و توسعه یابد. اگر بزرگسال از احتمال وقوع مشکلی در آینده آگاهی یابد، از طریق ارزیابی احتمالات، تحلیل و پردازش اطلاعات می‌تواند راه‌حلی نیز برای آن مشکل بیابد. وظیفه دیگر حالت من بزرگسال، تنظیم فعالیت‌های من کودک و من والد است. در روان درمانی به شیوه تحلیل تبادلی می‌توان به افراد دارای مشکلات زناشویی، خانوادگی و یا بستگان به مواد کمک کرد که به چنین حالتی برسند. این افراد با استفاده از روش تحلیل تبادلی می‌توانند سلامتی خود را ارتقا دهند ، به بهبود عملکرد خو کمک کنند، با اطرافیان رابطه مناسبی داشته باشند و با استرس‌ها به خوبی مقابله کنند.

اجرای روش تحلیل تبادلی در روانکاوی اعتیاد به صورت انفرادی و گروهی امکان‌پذیر می‌باشد، اما اجرای گروهی به ویژه در مواردی مانند مشکلات خانوادگی، مشکلات زناشویی و مشکلات مربوط به وابستگی به مواد مقبولیت بیشتری یافته است. گروه درمانی اعتیاد به روش تحلیل تبادلی می‌تواند به ارتقای روابط بین فردی، بهبود نقش‌های اجتماعی و گرایش به یک زندگی مطلوب، منجر شود. مشارکت وابستگان به مواد در گروه درمانی به روش تحلیل تبادلی می‌تواند به آن‌ها در شناخت بهتر از خود و اطرافیان، برنامه‌ریزی برای شیوه‌های ارتباطی مناسب، کاهش مصرف، پاکی طولانی مدت و تکمیل برنامه‌های درمانی کمک کند و در نتیجه منجر به کاهش وسوسه مصرف مجدد و پیشگیری از عود شود.

کافی و همکاران طی هشت جلسه اجرای گروه درمانی به شیوه تحلیل تبادلی روی ۱۲ نفر از بیماران تحت درمان نگه دارنده با متادون (MMT) نتیجه گرفتند که این روش در کاهش وسوسه مصرف مجدد مواد در افراد سم زدایی شده بسیار موثر است. این روش درمانی در افرادی که مواد مصرف می‌کنند می‌تواند منجر به تقویت من بزرگسال شود و نتایج مثبتی در ارتباط با حمایت اجتماعی داشته باشد. تقویت من بزرگسال به عنوان مسئول اجرایی شخصیت علاوه بر اثرات مطلوب شناختی، رفتاری و هیجانی، منجر به افزایش مسئولیت‌پذیری در افراد می‌شود و کاهش وسوسه و میل به مصرف مجدد مواد را در پی دارد. جلسات تحلیل تبادلی در افراد سم‌زدایی شده ممکن است باعث ایجاد نگرش واقع بینانه به مسائل روزمره شده و فرد را در رویارویی با موقعیت‌های وسوسه انگیز برای مصرف مواد مثل موقعیت فشار دوستان، احساسات ناخوشایند و موقعیت‌های استرس‌زا محافظت کند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *